ترا گمه میرزا کوچی خانا…

میرزا نه آن مجسمه ی یخ زده ی طوسی رنگِ میدان شهرداری رشت است و نه همان ابیات معروف شعرِ چقدر جنگلِ خوسی؟ است میرزا را باید در بلندی های مقتدر و آزاده ی جنگل های گیلان پیدا کنید.

به گزارش «دیارباران»، برای میرزا یونس استاد سرایی می نویسم که جنگلِ خدا خانه اش و سبزه های بلندی های تالش آرام گاهِ روزها و شب هایش بود.

برای میرزای آزاده ی مان که از کربلا درس آزادگی و مبارزه گرفت نه مذاکره و مناظره!

ترا گمه میرزا کوچی خانا!

برای میرزا که گیلانی ها به اعتبار نامش قد راست می کنند و به پشتوانه ی میرزا هاست که صاحبِ هشتِ دی ها می شوند.

زلف های این دیار عجیب گره خورده است با نهضتِ جنگل و رشادت های میرزا کوچک خانِ جنگلی.

ترا گمه میرزا کوچی خانا!

میرزا نه آن مجسمه ی یخ زده ی طوسی رنگِ میدان شهرداری رشت است و نه همان ابیات معروف شعرِ چقدر جنگلِ خوسی؟ است.

میرزا را باید در بلندی های مقتدر و آزاده ی جنگل های گیلان پیدا کنید.

همان جا که سر بر افرازی و سینه سپر کنی بی ترسِ از هجوم زاغ چشم های روسی!

ترا گما میرزا کوچی خانا ….

شما هویت این دیار هستید میرزا یونس خان جنگلی …

ما را ببخشید که در هیاهوی زمستان زدگیمان رشادت های شما را با چند عکس یادگاری و نشست های محافظ کارانه سر هم می آوریم، قبول که نهضت جنگلِ شما با تمام کم و کیفش می چربد به دست و پا زدن های امروز ما برای سیاسی کاری هایمان!

ترا گمه میرزا کوچی خانا…

اما …اما دلتان قرص میرزا!

اگر ساکنان صندلی های چرمی ادارات این دیار شما را فراموش کرده باشند، هنوز هم هستند جوان هایی که عشق شما را در دل می پرورانند و با آزادگی و جوانمردی که به ارث گذاشته اید تاریخِ دیارمان را ستاره باران میکنند.

از بابک نوری ها می گویم
از سجاد طاهرنیا ها
از حامد کوچک زاده ها
از سید اسماعیل سیرت نیا ها
که میرزایِ زمان خود شدند.

اَمان رشتِ جَغَلان، ایسیم تی فرمان، کُنیم اَمه جان، تی پا جیر قربانا، ترا گمه میرزا کوچی خانا….

حالا که جنگل های دیارمان سبز و امن است، حالا که آسمان گیلان آبی است، حالا که در این رطوبت مطبوع نفس تازه میکنیم چقدر جای شما و پیروان مکتب شما خالیست میرزا…

کاش بودید و برایمان از کربلا دوباره درس ایستادگی و مجاهدت می گرفتید!

شمایی که حماسه ی سَر را برایمان زنده کردید.

ترا گمه میرزا کوچی خانا…

پیروان مکتب حسین ابن علی یک روز در بلندی های شهر هایشان در راه حق شمشیر می زنند و دیگر روز در بلندی های جولان، حلب، لبنان و…

مرز همان چیزیست که در مکتبِ ما جلودارِ داد خواهانِ مظلومان نیست.

ما با سر حماسه می آفرینیم چونان مولایمان حسین ابن علی علیه السلام!

شاگردان این مکتب میشوند: میرزاها، حججی ها، طاهرنیاها، املاکی ها، قلی پورها و…

میرزا! آسوده در بهشتِ خدا سیر کنید و دعای خیرتان را بدرقه ی راهمان کنید که نه تنها گیلان که سرتاسر پهنه ی این گربه ی آرام، امن و سبز است.

چرا که پیروان مکتب میرزا هوشیارند و بیدار…

ترا گمه میرزا کوچی خانا …
امی دیل تی غوربتِ وسی خون بوبوسته میرزا کوچی خانا…
ترا گمه میرزا کوچی خانا…

 

نویسنده: زینب حسین پور

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید
 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.