بیماری که از «درد» گریخت و رییسی که «درد»ش بی انصافی بود

سوال مهمی که پیش می آید این است که در یک بیمارستان چه اتفاق یا اتفاقاتی می افتد که بیمار قید بهبودی اش را می زند و فرار می کند. شاید مورد مشابه فرار از بیمارستان نداشتیم یا اگرهم داشتیم رسانه ای نشده باشد اما تجربه ی تلخ بستری شدن در بیمارستان های دولتی ، تقریبا برای عموم مردم رشت عادی شده است.

به گزارش«دیارباران»، به دنبال گزارش فرار یک بیمار از بیمارستان پورسینای رشت به دلیل بی توجهی، نیما صائب در گزارشی در سایت گیلان تیتر نوشت:

بیشتر شبیه فیلم های هالیوودی می ماند. مردی مسن ، با لباس بیمارستان ، نیمه های شب در خیابان ، بدون پول و سرگردان. اما این اتفاقی است که ۲۵ بهمن ماه در رشت رخ داد. ناصر بوداقی ، ۶۸ ساله بعد از تحمل ۱۰ روز بستری شدن در بیمارستان پورسینا و به تاخیر افتادن نوبت عملش، به خاطر آنچه که «وضعیت بد نگهداری بیمار در بیمارستان» عنوان می شود ، شبانه تصمیم به فرار می گیرد. «بیمار» ، قید «تیمار» را می زند و فرار را بر قرار ترجیح می دهد. خبر آنچنان عجیب بود که سریع در شهر می پیچد و متن شکایت همراه بیمار از بیمارستان پورسینا در فضای مجازی به سرعت پخش می شود. شکایت را دکتر طائفی که از بستگان بیمار است تنظیم کرد. فردی که ماجرای «بیمار گم شده از بیمارستان پورسینا» را برای خبرنگار «گیلان تیتر» اینگونه شرح می دهد: « بیمار به علت شکستگی استخوان بازو به مدت ده روز در بیمارستان پورسینا بستری بود. در این مدت به بهانه های مختلف یک عمل ساده را به تاخیر می انداختند تا اینکه قرار شد ۲۴ بهمن ماه ، دکتری، وی را عمل کند که شنیدیم وی به مسافرت رفته و تا یک هفته بازنمی گردد.»

یک هفته شاید زمان کوتاهی باشد اما آن هایی که تجربه روزها بستری شدن یا همراهی با بیمار بستری شده در بیمارستان ها و به خصوص بیمارستان های رشت را دارند می دانند که چه تجربه تلخ و سختی است. نبود امکانات رفاهی و بهداشتی و ابتدایی از جمله حمام یکی از ده ها مشکل این بیماران است. همانند آقای بوداقی ۶۸ ساله که بنابه گفته همراهش دکتر طائفی، در مدت ۱۰ روز بستری بودنش در پورسینا حتی یک بار هم استحمام نکرده بود. ظاهرا فرارش هم بی مقدمه و ناگهانی نبود: «بیمار از تاخیر دوباره زمان عمل و شرایط بد نگهداری اش شاکی شده بود و همان روز به پرستار گفته بود که دیگر نمی تواند در این بیمارستان بماند.» او علی رغم این اخطار از پرستار خواست که «هروقت دکترش از مسافرت برگشت به او زنگ بزنند.»

تجربه های مشابه در بیمارستان های خصوصی و دولتی

سوال مهمی که پیش می آید این است که در یک بیمارستان چه اتفاق یا اتفاقاتی می افتد که بیمار قید بهبودی اش را می زند و فرار می کند. شاید مورد مشابه فرار از بیمارستان نداشتیم یا اگرهم داشتیم رسانه ای نشده باشد اما تجربه ی تلخ بستری شدن در بیمارستان های دولتی ، تقریبا برای عموم مردم رشت عادی شده است.

خانم شالچی یکی از افرادی است که تجربه مشابهی داشته است ؛ اما در بیمارستان رازی. تجربه ای که در رسانه ها به خاطر رفتار بد پرسنل این بیمارستان با بیمارش ، رسانه ای هم شده بود. اگرچه تنها سه ماه از آن روزها گذشته اما به یادآوردن آن خاطرات برایش همچنان سخت است:« شوهرم ۶۵ سال سن دارد و یک شب دیدیم که از درون درد می کشد. با هیچ آرام بخشی هم بهبود پیدا نمی کرد. او را شبانه به بیمارستان آریا بردیم. چند روز آنجا بستری بود و پزشکان علی رغم آزمایش های بسیاری که انجام دادند از تشخیص بیماری و علت درد شدیدش عاجز ماندند. نه تنها عاجز ماندند که دکتر متخصص داخلی بعد از آندوسکوپی به قاطعیت گفت که بیمار شما یک کلیه ندارد و قبلا عمل جراحی کرده است. هرچه اصرار می کردیم که غیرممکن است زیربار نمی رفت که نمی رفت تا دوباره مجبور شدیم بخواهیم که آزمایش مجدد انجام شود که بعد خودشان فهمیدند تشخیص دکتر متخصصشان اشتباه بوده است.»

خلاصه آن که تشخیص ابتدایی بیمارستان رازی ، رماتیسم شد و از آنجایی که در رشت تنها یک بیمارستان ، وظیفه رسیدگی به این نوع بیماری را داشت همراه بیمار مجبور به انتخاب دو راه بود. یا اینکه بیمار را به تهران ببرد یا در بیمارستان رازی بستری کند. اما بستری شدن در بیمارستان رازی ، شروع یک تجربه تلخ و دردناک بود. بیمارِ خانم شالچی بعد از پرداخت مبلغی حدود ۴ میلیون تومان برای دو روز بستری شدن و چند آزمایش در بیمارستان آریا، به مدت دو هفته این بار در بخش روماتولوژی بیمارستان رازی بستری شد که البته حداقل دولتی بود و هزینه ای دربرنداشت. اما…

خانم شالچی تجربه دوهفته همراهی اش با بیمارش را اینگونه شرح می دهد: «بخش روماتولوژی بسیار کثیف بود. یک اتاق کوچک با ۶ تخت فشرده بهم سهم بیمارها بود. راهروهای کثیف و آلوده این بخش مملو از بیمارانی بود که روی تخت ها، نیمه حال افتاده بودند. همه جور بیماری را می شد دید. از بیمار عفونی گرفته که می بایست پایش را به خاطر عفونت شدید قطع می کردند تا بیمار محتضری که نفس های آخرش را می کشید. همه تنگ هم خوابیده بودند. جا برای همراه بیمار هم نبود و همراهان می بایست شب را روی صندلی های فلزی لابی سرد بیمارستان به صبح می رساندند. بیمار من ، علی رغم مشکل رماتیسم ، مشکل آلزایمر هم تاحدودی دارد و هرگونه استرسی برایش عین سم می ماند. اما یک روز دیدیم که بیمار محتضر روبروی ما فوت کرده است و ابتدا پرستارها با دستگاه شوک و تنفس آمدند و بعد هم همراهان سیاه پوشش با گریه و شیون و زاری. خب دیدن این صحنه ها برای بیماری که در وهله اول برای بهبود یافتن به آرامش ذهنی نیاز دارد ، مرگبار است.»

وی نیز تجربه ای مشابه تجربه مرد فرار کرده از پورسینا را داشت. می گفت نه از حمام خبری بود و نه از غذای مناسب و نظافت اصولی. هیچ دکتری مسئولیت قبول نمی کرد. بیمارستان پر از دانشجوهای ترم آخری بود که بیمار ما را شبیه موش آزمایشگاهی کرده بودند. در تمام آن دو هفته هروقت هم که سراغ مسوولان بیمارستان می رفتیم یا وقت توضیح نداشتند یا جواب قانع کننده ای نمی دادند. هر روز آزمایش بود اما از جواب خبری نبود. رفتار پرستارها و دکترهای جوان هم که به شدت آزاردهنده و با بی احترامی کامل بود. در نهایت هم درد بیمار ما به خاطر مسکن های فراوان قطع شد و مرخصمان کردند. الان هم تحت نظارت یک پزشک خصوصی هستیم و امیدواریم گذرمان دیگر هیچ وقت به چنین بیمارستانی نیفتد.»

کمبود بیمارستان یا کمبود تجهیزات؟

رشت ، بیمارستان کم ندارد. حداقل وضعش از خیلی از شهرهای دیگر بهتر است. تا آنجا که بعضی ها ، سرخوشانه رویای توریسم پزشکی در سر می پروراندند. وقتی بیمارستان پارس و قائم و یکی دو بیمارستان خصوصی دیگر افتتاح شد بعضی ها گفتند وقت مناسبی است که باتوجه به پایین بودن هزینه درمان در ایران و بالا بودن تجربه و مهارت پزشکی و کامل بودن این بیمارستان ها به دنبال جذب بیمار از کشورهای همسایه باشیم. البته پربیراه هم نمی گفتند. هزینه درمان در کشورهای عربی و ترکیه و کشورهای حاشیه دریای خزر آنقدر زیاد هست که آمدن به ایران ، برایشان هم سیاحت باشد هم درمان. اما… نکته اینجاست که حتی این بیمارستان های شیک و مدرن برای درمان همه بیماری ها ساخته نشده اند. همانطور که خانم شالچی می گفت برای روماتیسم در رشت هیچ بیمارستانی جز رازی وجود ندارد ، دکتر طائفی ، همراه بیماری که از پورسینا فرار کرد هم به خبرنگار ما گفت : «وقتی بیمار ما را به پورسینا بردند چون می دانستیم این بیمارستان چه وضعیتی دارد به بیمارستان های آریا و گیل و پارس و قائم تماس گرفتیم تا شاید بتوانیم بیمارمان را در این بیمارستان ها که حداقل به ظاهر بهتر هستند بستری کنیم. اما یکی گفت ارتوپد آی سی یو داریم اما جراح عروق نداریم یا یکی دیگر گفت جراح عروق داریم اما ارتوپد نداریم. یعنی بیمارستان هایی با این همه اسم و رسم قادر به بستری کردن بیمار ما نبودند. خلاصه مجبور شدیم در پورسینا نگهش داریم اما با همه هزینه هایی که پرداخت کردیم کسی در بیمارستان ، بیمار ما را درمان نکرد. حتی سراغ معاونت درمان هم رفتم اما دریغ از پاسخگویی. به آقای دکتر ضیابری ، رییس بیمارستان نامه نوشتم و وضعیت بیمارم را شرح دادم و شماره موبایلم را هم گذاشتم. اما باز خبری نشد. بیمار ما ۶۸ سال سن دارد و نمی توانست بلاتکلیفی و آشفتگی آن بیمارستان و آن همه دردی را که هر روز و هر شب داشت تحمل می کرد را طاقت بیاورد. اما ظاهرا در آن بیمارستان کسی ، دلش به حال انسان نمی سوزد.»

بلاخره بیمار از بیمارستان گریخت. هیچ راه چاره ای هم دیگر ندارند. همراه این بیمار خودش یک دکتر است و آنچنان آشفته و نالان است که تنها می تواند بگوید:« الان بیمار در منزل من است و مراقبش هستم اما عاجزانه از مسئولان بیمارستان و مسئولان درمانی این استان خواهش می کنم که هرچه زودتر تکلیف ما را مشخص کنند. اگر نمی توانند در اسرع وقت ، بیمارمان را معالجه کنند نامه ای بنویسند تا بیمار را به صورت فوریتی به تهران ببریم. کمی به وضعیت یک انسان فکر کنید و ببینید چه کرده اید که بیمار با سن بالا و آن همه درد ، ساعت ۲ شب بدون تلفن همراه و پول با پای پیاده از بیمارستانتان فرار می کند و من او را در خیابان گلسار با یک وضعیت آشفته و دل آزار پیدا می کنم. به این فکر کنید چطور حتی پرستاران و نگهبانان بیمارستانان متوجه رفتن یک بیمار با لباس بیمارستان نشدند.»

پاسخ های رییس بیمارستان پورسینا

بیمار ، آقای ناصر بوداقی، که به علت شکستگی بازو ، به مدت ۱۰ روز در بیمارستان پورسینا بستری شد ، در صحت و سلامت کامل عقلی و روانی تصمیم به فرار از بیمارستان گرفت. تنها به یک دلیل. چون تاب تحمل حتی یک روز بیشتر ماندن را نداشت ، در بیمارستانی که عمل جراحی اش مدام به تعویق می افتاد ، پزشک معالجش درست در روز عمل ، سفرش را ترجیح می داد بی آنکه جایگزینی داشته باشد و خدمه بیمارستان هم هیچ توجهی به وضعیت بیمار نمی کردند و از حمام و نظافت شخصی هم خبری نبود. اینجا چند سوال پیش می آید که حتما رییس بیمارستان پورسینا باید به آن ها جواب بدهد: « اول اینکه چرا در این ده روز بیمار ، جراحی نشد؟ دوم؛ چرا سطح رسیدگی و مراقبت از بیمار و نظافت در بیمارستان پورسینا تا این اندازه پایین است؟ و سوم اینکه چطور ممکن است بیماری با لباس بیمارستان فرار کند و کسی از پرسنل بیمارستان نه خبردار شود و نه پاسخگوی همراهان بیمار.» پاسخ دکتر ضیابری ، رییس بیمارستان پورسینا به این سوالات در مصاحبه کوتاهش با گیل خبر اینگونه بود: « بیمار مشکل حاد نداشت که کاملا باید در کنار تخت بماند. وقتی تایم طولانی شد متوجه شدند که بیمار نیست.»

وی حتی منتقدین را متهم به بی انصافی می کند و می گوید: « درست است که ساختار این بیمارستان قدیمی است. حتی در بیمارستان های کامل تر مثل بیمارستان گلسار هم تخت ها به صورت طبقه ای است. ما یک سوپروایزر داریم و بیشتر هم نمی توانیم بگذاریم و همین سوپروایز باید گزارش بگیرد. این بیمار مشکل حاد نداشت که کاملا باید در کنار تخت بماند و می توانست رفت و آمد کند. وقتی تایم طولانی شد متوجه شدند که بیمار نیست. اول گفتند که بیمار در حیاط است و بعد متوجه شدند که در بیمارستان نیست..

او گناهان را به دوش ساختار قدیمی بیمارستان پورسینا می اندازد و می گوید:« من هم موافقم که باید حمام و تخت داشته باشم. من خیّر پیدا کردم که دانشگاه و دولت هم پول ندهد و تخت های آی سیو از هجده تخت به پنجاه تخت برسد. ولی دفتر فنی گفتند جای اضافه کردن نیست و تنها می شود یکی از فضاهای سبز را برای ساختمان جدید آماده کنیم. شما می توانید بگوئید مشکل حمام است که بله مشکل داریم و می دانیم که یک بیمارستان باید دارای چه امکاناتی باشد. ولی باتوجه به ساختمان پورسینا باید آن را در کجای این ساختمان بگذاریم؟ با این حال یک خورده بی انصافی است که می گویند بیمارستان پورسینا به بیماران نمی رسد. پرسنل بیمارستان از خود گذشته هستند و به بیماران خود می رسند.»

***

بدتر از دردی که بیمار تحمل می کند ، درد بی توجهی است. درد این که برای کسی اهمیتی نداری. «درد»ِ این که از «درد» فرار کنی اما «درد»ِ رییس بیمارستان «درد»ِ بیمارش نباشد، «درد»ش بی انصافیِ همراه بیمار و رسانه ها باشد که از پرسنل «ازخود گذشته» ی بیمارستان پورسینا گلایه می کنند. چه کسی واقعا باید پاسخگو باشد؟ آیا نهادی وجود دارد که به این وضعیت که تنها مختص به بیمار فرار کرده از پورسینا نیست ، رسیدگی کند؟ این «درد» را آیا «درمانی» هست؟

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید
 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.