چرا مدیران فوتبالی استان استعفا نمی دهند!

چرا مدیران فوتبالی استان استعفا نمی دهند!

چرا مدیران فوتبالی استان، که هنرشان سیاسی بازی های بی پایان برای حفظ صندلی های خود است دسته جمعی استعفا نمی دهند تا گوشه ای از آلام مردم کم شود.

به گزارش «دیارباران»، قاسم خوش سیما: لیگ پانزدهم فوتبال ایران نیز به پایان رسید و بالاخره اتفاقی که اکثر گیلانی ها منتظرش بودند رخ داد و در روزی غم بار از آخرین روزهای اردیبهشت، تیم فوتبال ملوان بندرانزلی تا اطلاع ثانوی، نماد بی کفایتی فوتبالی های استان نام گرفت و به همان جایی تبعید شد که تیم فوتبال داماش در آن دست و پا می زند.

ملوان و جشنواره ای از ناملایمات داخلی که درمیان تغییرات پی در پی مربیان ضعیف، بازیکنان عصبی و مدیریت فوتبال استانی و شهرستانی ناکارآمد و هزار درد بی درمان دیگر به جایی رفت که قانون فوتبال مشخص کرد و ثابت نمود که موفقیت در این ورزش، حاصل شایستگی همه جانبه برون تیمی و درون تیمی است که ما هیچکدام آنها را نداشیم و حقمان نبود در میان خوبهای ایران مانند تیم های خوزستانی، تبریزی و اصفهانی و غیره باشیم و باید جایی برویم که لیاقت مدیریتی ما حکم کرده است.
ملوانی که سال گذشته می بایست به دسته ی پایین تر سقوط می نمود و تنها با دعای مردم از لبه ی پرتگاه فرار کرد اما امروز تاریخ دوباره تکرار شد و ثابت گردید بی کفایت ها به بهشت نمی روند.

ملوانی که مانند سال گذشته دعای مردم را پشت سرخود نداشت و مردم تشخیص دادند اگر قرار است فوتبالشان با دعا و نیایش در لیگ باقی بماند همان بهتر که نماند و دنبال داماش به دسته ی پایینترسقوط کند.

اما واقعیت درون و برون ملوان چیست که سالهاست این تیم ریشه دار گیلانی با روح و روان مردم گیل و دیلم بازی می کند؟ درون تیمی که در اکثر دیدارها عصبی بودن بازیکنان حتی به سکوها منتقل می شد و نتیجه آنکه در اکثر بازیها به همین عصبی بودن بازیکنان باختیم و تنها آه حسرت کشیدیم. تشنج بازیکنان که بی شک از میان مدیران شهرستان و مدیران ورزش و جوانان استان به آنها منتقل می شد و شاید دلایل آن به قرار ذیل باشد.

۱.مشکلات مالی که نشان از ناتوانی مدیران جهت کسب درآمد  و جذب اعتبارات ملی و محلی دارد. تیمی که بالاخره کسی نفهمید این تیم خصوصی یا دولتی است؟

۲٫عدم تزریق هوای تازه در تیم و دست به دست شدن میان مربیان امتحان پس داده ناکارآمد و سوال مهم در همین ارتباط این است اگر احمد زاده مربی مناسبی برای این تیم است چرا با وی قرار داد ده ساله امضا نمی کنند و اگر بد است چرا تاکنون این مربی امتحان پس داده ۱۵۰۰ بار به این مجموعه آمده و رفته است و هیچگاه از وی معجزه ای ندیده ایم؟

۳٫اگر مربیانی مانند احمد زاده ویرانی درون ملوان را می دانند چرا ۱۵۰۰ بار به این تیم می آیند و می روند و آرامش نداشته ی این بازیکنان را بر هم می زنند؟

۴٫اگر فوتبال کشورمان دارای مشکل است چطور استانهای خوزستان و … هرسال تیمی به لیگ برتر اضافه میکنند،سهمیه آسیا می گیرند، با شایستگی قهرمان می شوند آنوقت مردم بزرگوار استان گیلان باید با سرافکندگی دست به دعا، چنین در میان فوتبالی های کشور خار شوند؟

روی دیگر سکه آن است که چرا مدیران فوتبالی استان، که تنها هنرشان سیاسی بازی های بی پایان برای حفظ صندلی های خود است دسته جمعی استعفا نمی دهند تا گوشه ای از آلام مردم کم شود. جایی که مدیری به نام ” چی چی خاله ” عنوان می دارند با حذف ملوان زمین به آسمان دوخته نمی شود و با این جمله نشان می دهند نه از تاثیر نقش فوتبال بر مناسبات جامعه شناسی و مردم شناسی اقوام و ملل چیزی می دانند و نه مطالعاتی در خصوص تاثیر این رقص زیبای یازده نفره در میان جامعه مطلاطم امروزی چیزی آموخته اند. مردی که ظاهرا تنها نک دماغ خود را می بیند و شاید صندلی هدایت فوتبال استانی برایش بزرگ باشد که سرشار از پتانسیل های انسانی است.
جایی که اکثر استانهای موفق کشور به نقش ایدئولوژی فوتبال بر اقتصاد، اجتماع و حتی سیاست  منطقه ای آگاه شده اند اما همین افراد کم توان، از باد منجیل می ترسند و از استان خارج نمی شوند تا در مجامع ملی استیفای حقوق مردم نمایند و هراسشان این است مبادا در گذر از بادهای منجیل باد صندلی هایشان را با خود به ناکجا آباد ببرد و در مجموع هیچ کرسی قابل اعتمادی در فدراسیون فوتبال کشور متعلق به ما نیست.

هر چه بگوییم آب از آب گذشته و نماد سرزندگی ورزش سرزمین گیل و دیلم شاید برای دهها سال به سیاه چاله فوتبال کشور تبعید شده است و افرادی بی دانش موجب سرافکندگی فوتبالی های گیلان در سرتاسر جهان شده اند. در این خصوص لازم است همین افراد نالایق در دادگاه وجدان خود حاضر شوند و ضمن عذر خواهی از محضر مردم از سمت خود استعفا دهند و کار را به افرادی بسپارند که مانند مدیران دیگر استانها حافظ منافع و آبروی ورزشی مردم بزرگ این استان باشند.

لازم است به این افراد که همواره نق نداشتن اعتبارات را می زدند فهمانده شود اعتبار دادنی نیست بلکه گرفتنی است و برای گرفتن هر چیزی می بایست هنر آنرا داشت و مانند تبریزی های غیور،خوزستانی های دلاور، مشهدی های چابک و اصفهانی های لایق عمل نمود و کسانی روی صندلی های آبروی ورزشی این استان بنشینند که لایق باشند. هرچند تا اطلاع ثانوی باید در جایی دست و پا بزنیم که حقمان نبود و بی شک مردم داغ این عدم لیاقت ها را هیچگاه از یاد نخواهند برد.

برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید
 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.